تبلیغات
وب نوشت های یک جوان ترسو

جناب آقای احمدی نژاد

سلام ...

اینجانب یوسف ناصری برای دومین بار تصمیم گرفتم نامه ای برای شما بنویسم. امید به آنکه شما آن را مطالعه کنید.

همانطور که میدانید من در نامه اول خود از حضور در کابینه 70میلیونی شما استعفا دادم و امروز دیگر نه به عنوان کسی که شما برایش در کابینه عضویت صادر کرده بودید، بلکه تنها به عنوان یک ایرانی برای رئیس جمهور کشورم نامه مینویسم.

آقای احمدی نژاد، میخواهم ...

با شما از ترس صحبت کنم. از ترسی که به جانم افتاده و رهایم نمیکند! امروز میترسم که پا فشاری شما بر روی حقوق هسته ای ایران برای ما عواقب سنگینی داشته باشد. اما ترس من از نرسیدن و یا رسیدن به این حقوق و در کل مشکلاتی که برای ما در بعد از رسیدن به آن به وجود می آورند نیست. ترس من از چیزیست که هر روز و هر سال آن را در کشور میبینم.

نمیترسم که ایالات متحده به سرزمینمان حمله کند و یا جهان ما را در تحریم فرو ببرد. نمیترسم از اینکه بعد از رسیدن به حقوق هسته ای ارتباطمان با دنیا کم رنگ شود! و یا ...

آقای رئیس جمهور من از هیچ یک از این اتفاقات پروا و ترسی ندارم، ترس من از این است که با وجود تمام این عواقب سنگین که به ما تحمیل میکنند به انرژی هسته ای برسیم اما در عین حال به هیچ نرسیم!

آقای احمدی نژاد چه تضمینی وجود دارد که ما برای رسیدن به این حق (که انصافا ثروت و پیروزی بزرگی است) این همه هزینه پرداخت کنیم و استفاده بهینه از این ثروت داشته باشیم؟!

از کجا معلوم که استفاده از این ثروت برای ما بهتر از ثروت نفت باشد؟ مگر بزگترین ثروت نفتی به چه درد ما خورده که این یکی بخواهد بخورد؟ چه استفاده ای از نفت کردیم؟ به جز اینکه آن را به کسانی فروختیم که هیچ ثروتی ندارند و با همان هیچ، تنها با مدیریت درست با صدها برابر قیمت به ما پس دادند؟! چه استفاده ای از مزایای نفتی کردیم؟ به جز اینکه ثروت نفت و قیر داریم اما خیابان بدون چاله (بخوانید چاه!) نداریم؟!

از کجا معلوم که تنه این یکی هم به تنه ثروت گازی ما نخورد؟!که از بزرگترین ثروتمندان گازی دنیا هستیم اما به خاطر نداشتن علم مدیریت در سرمای زمستان فرو میرویم؟! شما میتوانید تضمین کنید؟

باز هم از کجا معلوم همانگونه که بزرگترین معادن کشور در زندگی ما دگرگونی ای به وجود نیاوردند معادن اورانیوم بتوانند؟!

شما میتوانید تضمین کنید با این ثروت جدید این گونه در تاریکی و بی برقی فرو نمیرویم؟ نکند شما نیز دلایل بی برقی کشور را کم آبی و کمبود بارش میدانید؟ مگر میشود کشوری که تنها 6% از نیروی برق مصرفی خود را از نیروی آب تامین میکند، به دلیل کمبود بارش، 40% قطعی برق داشته باشد؟!

از کجا معلوم که صنعت هسته ای ما به صنعت گردشگری ما نرود؟ صنعتی که با وجود بر خورداری از بزرگترین اماکن تاریخی، پست ترین درآمد جهانی را از این صنعت دارد!

از کجا معلوم که رسیدن به این حق باعث آن میشود ما مدیریت بر آن داشته باشیم و مدیران خبره آموزش دهیم؟ آن هم با نداشتن حتی یک دانشگاه در بین 1000 دانشگاه برتر جهان؟! و دلمان را خوش کنیم به داشتن چند ده نخبه که هر از چند گاهی از دل سیستم آموزشی ناقصمان بیرون می آید؟ و چند تایی فرار را بر قرار ترجیح میدهند و ما بقی نیز در جایی که تخصص ندارند استفاده میشوند!

چگونه میخواهید تضمین دهید که این یکی نیز چند در صدی به تورم کشور اضافه نکند؟ از کجا معلوم که ما با به دست آوردن انرژی هسته ای فشار زندگی کردن را بر مردم کاهش دهیم؟ فقر، تبعیض و نابرابری را کاهش دهیم؟

آقای احمدی نژاد من میترسم.میترسم که به دست آوردن این حق مسلم، هیچ چیز جدیدی برای مردم ما نداشته باشد به جز یک اسم!!!میترسم از اینکه بوی اورانیوم را به مانند بوی نفت (پول نفت) بر سر سفره هایمان حس نکنم!

میترسم که این حق دهان پر کن برای ما چیزی نداشته باشد جز از دست دادن حق مسلم آزادی، حق مسلم زندگی در صلح، حق مسلم کشوری جنگ زده نبودن و حق مسلم هایی که برای به دست آوردن انرژی هسته ای از دست خواهیم داد.

آقای رئیس جمهور به من حق بدهید وقتی کشورهایی که یک هزارم ما امکانات و منابع ندارند اما بهتر از ما زندگی میکنند و پیشرفته تر از ما هستند را میبینم، به خوب بودن و داشتن امکانات شک کنم! و دیگر داشتن منابع عظیم نفتی، گازی، هسته ای و ... را دلیلی برای بهتر زندگی کردن ندانم و به مدیریت سردمداران آن کشورها ایمان بیاورم.

مدیرانی که اگر تنها هنر فرش ما را داشتند، صدها برابر ما و یا شاید بیشتر رشد می کردند! همینطور، خرمای ما، برنج ما، زعفران ما و ...

با مقایسه بین خود و آنها به این نتیجه میرسم که روش استفاده از یک منبع و یا یک علم، مهمتر از داشتن آن است.

آقای احمدی نژاد شما چه تضمینی دارید که ما علم استفاده بهینه از انرژی هسته ای را داریم؟! آیا بهتر نیست این علم را همان هایی داشته باشند که از داشته هایشان قافل نیستند؟

به چه کار ما می آید وقتی یک دنیا نعمت داریم و کفر نعمت میکنیم؟!

آقای احمدی نژاد امیدوارم این نوشته های من اشتباه باشد و بر گرفته از تفکرات یک انسان ترسو!

به امید سرافرازی ایران عزیز ...



ادامه مطلب

طبقه بندی: سیاسی، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 8 فروردین 1386 توسط یوسف ناصری