
خدایا! به من توفیق تلاش در شکست، صبر در نومیدی، رفتن بی همراه، جهاد بی سلاح، کار بی پاداش، فداکاری در سکوت، دین بی دنیا، خوبی بی نمود، دین بی دنیا، عظمت بی نام، خدمت بی نان، ایمان بی ریا، خوبی بی نمود، گستاخی بی خامی، مناعت بی غرور، عشق بی هوس، تنهایی در انبوه جمعیت، و دوست داشتن بی آنکه دوست بداند، روزی کن.
خدایا! آتش مقدس شک را آن چنان در من بیفروز تا همه یقین هایی را که در من نقش کرده اند بسوزد و آنگاه از پس توده ی این خاکستر لبخند مهراوه بر لب های صبح یقینی شسته از هر غبار طلوع کند.
خدایا! مرا از چهار زندان بزرگ انسان: «طبیعت»، «تاریخ»، «جامعه» و «خویشتن» رها کن، تا آنچنان که تو ای آفریدگار من، مرا آفریدی، خود آفریدگار خود باشم، نه که چون حیوان خود را با محیط که محیط را با خود تطبیق دهم.
دکتر شریعتی
ادامه مطلب
طبقه بندی: دکتر شریعتی،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 23 آذر 1385 توسط یوسف ناصری
تبلیغات 






