
زن عشق می كارد و كینه درو می كند، دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر، می تواند تنها یك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسر هستی، برای ازدواجش در هر سنی اجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار می توانی ازدواج كنی در محبسی به نام بكارت زندانی است، او كتك می خورد و تو محاكمه نمی شوی، او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می كنی، او درد می كشد و تو نگرانی كه كودك دختر نباشد، او بی خوابی می كشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی، او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر! و قرن هاست هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛ پیر می شود و می میرد. و قرن هاست كه او عشق می كارد و كینه درو می كند چرا كه در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت زمان جوانی برباد رفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش، گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد سینه ای را به یاد می آورد كه تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می كند و اینها همه كینه است كه كاشته می شود در قلب مالامال از درد و این، رنج است!
ادامه مطلب
طبقه بندی: دکتر شریعتی،
تبلیغات 
