تبلیغات
وب نوشت های یک جوان ترسو

سهراب در 15 مهر 1307 در کاشان متولد شد پدرش اسدالله سپهری کارمند اداره پست و تلگراف بود و هنگامی که سهراب نوجوان بود پدرش از دو پا فلج شد. با این حال پدرش به هنر و ادب علاقه ای وافر داشت نقاشی می کرد، تار می ساخت و خط خوبی هم داشت. سهراب در خانواده ای که اهل شعر، نقاشی، منبت کاری و دیگر رشته های هنری بود زاده شد. کودکی و نوجوانی او به مطالعه، بازی در طبیعت، شکار و نواختن موسیقی گذشت. سهراب تا پانزده سالگی را در شهر کاشان گذراند و در نقاشی ها و اشعار او تاثیر این دوران و تاثیر طبیعت و گیاهان را می بینیم. سهراب سپهری شعر صدای پای آب را با الهام از قریه چنار واقع در حد واسط کاشان و مشهد اردهال سرود و دهکده زیبای گلستانه واقع در اطراف کاشان الهام بخش او در سرودن شعر گلستانه شد.

سهراب در حالی که تنها 52 بهار از زندگی سراسر هنریش را پشت سر می گذاشت در همان بهار یعنی اول اردیبهشت ماه بر اثر ابتلا به بیماری سرطان خون بدرود حیات یافت.

به سراغ من اگر میایید
نرم و آهسته بیایید
مبادا که ترک بردارد
چینی نازک تنهایی من

کاشان تنها جایی است که به من آرامش می دهد و می دانم که سرانجام در آنجا ماندگار خواهم شد.
و سهراب سپهری عزیز، ماندگار شد و ماندگار میماند.



ادامه مطلب

طبقه بندی: ادبیات، 
برچسب ها: سهراب سپهری،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 15 مهر 1388 توسط یوسف ناصری

 

مذهب شوخی سنگینی بود که محیط با من کرد و من سال ها مذهبی بودم بدون آنکه خدایی داشته باشم.

سهراب سپهری



ادامه مطلب

طبقه بندی: ادبیات، 
برچسب ها: سهراب سپهری،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 شهریور 1388 توسط یوسف ناصری