
کسی که می
خواهد دست مرا بگیرد و از زندان فراری دهد، باید برنامه و جهت و هدفی برای بعد از آزاد
شدنم داشته باشد، در غیر اینصورت، آزاد کردن من خدمتی به من نخواهد بود. وقتی که
در بیرون کاری برای من نیست، شاید آزادی؛ تبدیل به آوارگی شود، و در آنجا دیگر
معلوم نیست که آزادی خدمت به من باشد. اگر آزادی به صورتی در بیاید که ملاک و جهت نداشته باشد، آوارگی است، و بعد تبدیل به پوچی می شود.
وقتی
سنتهای میرنده و عادات گذرنده و بی دوام را با مذهب توجیه میکنند، سنتهای کهنه را
نمی توانند به زور مذهب نگه دارند اما مذهب را کهنه و میرنده نشان می دهند و همراه
سنت از دست می دهند!
خانواده ای از عشق،
که در آن عاشق پدر است و معشوق مادر و عشق فرزند، خانواده ای از کلمه، در آن خدا
پدر است و مریم مادر و مسیح فرزند، خانواده ای مورد سوگند خدا، که در آن سوگند به
مرکب و سوگند به قلم و سوگند به آنچه می نویسند.
ادامه مطلب
طبقه بندی: دکتر شریعتی،
برچسب ها: شمع، زندان، آزادی،
تبلیغات 






